تبليغاتX
به وبلاگ من خوش آمدید
 
به وبلاگ من خوش آمدید
 
 
دانیال شکفته
 
دوستان سلام !

    اگر می خواهید با دستور زبان و ادبیات کردی آشنا شوید و اگر مي خواهيد اطلاعاتي از جامعه كرد بدست آوريد به وب سایت انجمن فرهنگی و مدنی کردهای خراسان مراجعه کنید.

                        آدرس وب سایت :          www.cskk.org  

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 8:52 قبل از ظهر  توسط دانیال شکفته  | 

نازک آرای تن ساق گلی

             که به جانش کشتم

                 و به جان دادمش آب

                      ای دریغا به برم می شکند

 |+| نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387ساعت 3:27 بعد از ظهر  توسط دانیال شکفته  | 

گل ، شکوفه اي است باز شده ؛ غنچه اي است ، شکفته شده          

اميدوارم از غنچه بودن بگذريد و به شكفتن برسيد

به اميد شكفته شدن همه

گل باشيد !!

 

 |+| نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 10:3 بعد از ظهر  توسط دانیال شکفته  | 
ایران از لحاظ مناطق زبانی :

www.cskk.org

 

 |+| نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 8:55 بعد از ظهر  توسط دانیال شکفته  | 

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 |+| نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 8:52 بعد از ظهر  توسط دانیال شکفته  | 

رقصهاي‌ محلي‌ كردي‌ را به‌ دو دسته‌ مي‌توان‌ تقسيم‌ نمود:

۱- رقصهاي‌ مذهبي‌

۲- رقصهادي‌ محلي‌ كردي‌ (عشيره‌اي‌)

الف‌ - رقصهاي‌ مذهبي‌:

منظور از اين‌ رقصها، حركات‌ پر شور در اوايش‌ مي‌باشد كه‌ به‌ سماع‌ معروف‌ بوده‌ و در تكايا اجرا مي‌شود در اين‌ نوع‌ رقص‌ دراويش‌ در عالم‌ بيخودي‌ حركات‌ سر و گردن‌ خود را موسيقي‌ ريتميك‌ هماهنگ‌ كرده‌ اصطلاحاً در وجد به‌ سماع‌ مي‌پردازند.

ب‌ - رقصهاي‌ محلي‌ كردي‌ عشيره‌اي‌:

رقصهاي‌ محلي‌ كردي‌ را مي‌توان‌ از ريشه‌ دارترين‌ و كهن‌ترين‌ رقصها دانست‌. هل‌ پرين‌ (حمله‌ كردن‌) يا رقص‌ كردي‌ در گذشته‌ صرفاً با هدف‌ آماده‌ سازي‌ و تقويت‌ نيروي‌ جسماني‌ و روحي‌ مردم‌ مناطق‌ كردنشين‌ انجام‌ مي‌شد چرا كه‌ مردمان‌ اين‌ مناطق‌ در گذشته‌هاي‌ نه‌ چندان‌ دور همواره‌ شاهد جنگهاي‌ قبيله‌اي‌ بودند و همين‌ امر حفظ‌ و آمادگي‌ هميشگي‌ را طلب‌ مي‌كرد لذا مردمان‌ اين‌ مناطق‌ در وقفه‌هاي‌ بين‌ جنگها و به‌ مناسبتهاي‌ مختلف‌ دست‌ در دست‌ يكديگر آمادگي‌ رزمي‌و شور و همبستگي‌ پولادين‌ خويش‌ را به‌ رخ‌ دشمنان‌ مي‌كشيدند.

رقص‌ كردي‌ را يك‌ رقص‌ رزمي‌مي‌دانند كه‌ داراي‌ صلابت‌ و متانتي‌ خاص‌ بوده‌ و ياد آور يكپارچگي‌ اين‌ مردمان‌ غيور در تمامي‌ ادوار مي‌باشد.

امروزه‌ مجموع‌ اين‌ رقصها را چوبي‌ مي‌گويند كه‌ معمولاً به‌ صورت‌ دسته‌ جمعي‌ اجرا مي‌شوند.

رقصهاي‌ محلي‌ با موسيقي‌ كردي‌ پيوندي‌ ابدي‌ داشته‌ و معمولاً زنان‌ و مردان‌ عشاير در مراسم‌ شادي‌ به‌ دور از ابتذال‌ دايره‌ وار دست‌ يكديگر را گرفته‌ به‌ پايكوبي‌ مي‌پردازند، در اصطلاح‌ محلي‌ اين‌ حالت‌ را گنم‌ و جو(يعني‌ گندم‌ و جو) مي‌نامند( در منطقه‌ مهاباد به‌ آن‌ رَشبَلك‌ مي‌گويند.)

در اين‌ رقصها معمولاً يك‌ نفر كه‌ حركات‌ رقص‌ را بهتر از ديگران‌ مي‌شناسد نقش‌ رهبري‌ گروه‌ رقصندگان‌ را به‌ عهده‌ گرفته‌ و در ابتداي‌ صف‌ رقصندگان‌ مي‌ايستد و با تكان‌ دادن‌ دستمالي‌ كه‌ در دست‌ راست‌ دارد ريتمها را به‌ گروه‌ منتقل‌ كرده‌ و در ايجاد ايجاد هماهنگي‌ لازم‌ آنان‌ را ياري‌ مي‌دهد. اين‌ فرد كه‌ سر چوپي‌ كش‌ ناميده‌ مي‌شود با تكان‌ دادن‌ ماهرانه‌ دستمال‌ و ايجاد صدا بر هيجان‌ رقصندگان‌ مي‌افزايد.

در اين‌ هنگام‌ ديگر افراد بدون‌ دستمال‌ به‌ رديف‌ در كنار سر چوپي‌ كش‌ به‌ گونه‌اي‌ قرار مي‌گيرند كه‌ هر يكي‌ با دست‌ چپ‌ دست‌ راست‌ نفر بعد را مي‌گيرد اصطلاحاً اين‌ حالت‌ را گاواني‌ ناميده‌ مي‌شود.

در رقصهاي‌ كردي‌ تمامي‌ رقصندگان‌ به‌ سر گروه‌ چشم‌ دوخته‌ و با ايجاد هماهنگي‌ خاصي‌ وحدت‌ و يكپارچگي‌ يك‌ قوم‌ ريشه‌ دار را به‌ تصوير مي‌كشند برخي‌ رقصهاي‌ كردي‌ داراي‌ ملوديهاي‌ خاصي‌ بوده‌ و توسط‌ گروهي‌ از زنان‌ ومردان‌ اجرا مي‌شوند و در برخي‌ از رقصها يكي‌ از رقصندگان‌ از ديگران‌ اجرا شده‌ و در وسط‌ جمع‌ به‌ تنهايي‌ به‌ هنرنمايي‌ مي‌پردازند و در اين‌ حالت‌ معمولاً رقصنده‌ دو دستمال‌ رنگي‌ در دستها نگه‌ داشته‌ و با آنها بازي‌ مي‌كند كه‌ اصطلاحاً به‌ اين‌ نوع‌ رقص‌ دو دستماله‌ مي‌گويند و بيشتر در كرمانشاه‌ مرسوم‌ است‌.

نمايشها و رقصهاي‌ كردي‌ را مي‌توان‌ به‌ چند قسمت‌ اصلي‌ ذيل‌ تقسيم‌ كرد:

۱- گه‌ ريان‌ ۲- پشت‌ پا ۳- هه‌ لگرتن‌ ۴- فه‌ تاح‌ پاشا۵- لب‌ لان‌۶- چه‌ پي‌ ۷- زه‌ زنگي‌ ۸- شه‌ لايي‌ ۹- سي‌ جار ۱۰- خان‌ اميري‌

گه‌ريان‌

گه‌ريان‌ در زبان‌ كردي‌ به‌ معني‌ گشت‌ و گذار و راه‌ رفتن‌ بوده‌ و حركات‌ مختص‌ اين‌ رقص‌ نيز معناي‌ گشت‌ و گذار در ذهن‌ تداعي‌ مي‌كنند.

گه‌ ريان‌ داراي‌ دو مقام‌ بوده‌ كه‌ يكي‌ متعلق‌ به‌ مناطق‌ روستايي‌ و ديگري‌ مناطق‌ شهري‌ مي‌باشد اين‌ رقص‌ نرم‌ و آهسته‌ و با لطافتي‌ خاص‌ شروع‌ شده‌ و به‌ تدريج‌ تندتر مي‌شود. ملودي‌ مربوط‌ به‌ اين‌ رقص‌ با تنوع‌ در ريتم‌ و نوساناتي‌ در اجرا تا پايان‌ ادامه‌ مي‌يابد.

در اين‌ رقص‌ در واقع‌ تاثير گشت‌ و گذار در زندگي‌ كردها به‌ نمايش‌ گذاشته‌ مي‌شود و تنوع‌ ريتم‌ در اين‌ رقص‌ گوياي‌ تجربياتي‌ است‌ كه‌ در گشت‌ و گذار به‌ دست‌ مي‌آيند و مي‌توان‌ گفت‌ اين‌ رقص‌ زيبا تبليغي‌ است‌ براي‌ خوب‌ نگريستن‌ در اشياء و طبيعت‌

اين‌ رقص‌ زندگي‌ با فراز و نشيب‌ و زير و بم‌ هايش‌ به‌ تصوير كشده‌ شده‌ و بر ضرورت‌ بينايي‌ و كسب‌ تجربه‌ براي‌ رويارويي‌ با رودخانه‌ پر تلاطم‌ زندگي‌ تاكيد مي‌شود. اين‌ رقص‌، رقصندگان‌ را براي‌ رقصهاي‌ پر تحرك‌ تر بعدي‌ آماده‌ مي‌كند.

تقريباً در كل‌ مناطق‌ كردنشين‌ ملودي‌ اين‌ رقص‌ به‌ شكلي‌ يكسان‌ نواخته‌ مي‌شود و در اين‌ رقص‌ نخستين‌ حركت‌ با پاي‌ چپ‌ آغاز شد و حركت‌ پاي‌ ديگر همواره‌ با سر ضربهاي‌ دهل‌ كه‌ معمولاً باريتم‌ دو تايي‌ اجرا مي‌شوند عوض‌ مي‌شود.

پشت‌ پا

پشت‌ پا رقصي‌ است‌ كه‌ كمي‌ تندتر از گه‌ ريان‌ اجرا شده‌ و در بيشتر مناطق‌ كردنشين‌ مخصوص‌ مردها مي‌باشد رقص‌ پشت‌ پا همانطور كه‌ از نامش‌ پيداست‌ انسان‌ را به‌ هوشياري‌ و به‌ كارگيري‌ تجارب‌ مي‌خواند تا مبادا شخص‌ در زندگي‌ از كسي‌ پشت‌ پا بخورد.

هه‌لگرتن‌

هه‌ لگرتن‌ در لغت‌ به‌ معناي‌ بلند كردن‌ چيزي‌ مي‌باشد. اين‌ رقص‌ بسيار پر جنب‌ و جوش‌ و شاد اجرا مي‌شود كه‌ با شور و جنب‌ و جوش‌ بسيار به‌ سوي‌ هدف‌ روانه‌ است‌. ريتم‌ تند ملودي‌ مخصوص‌ اين‌ رقص‌ هر گونه‌ كسالت‌ و خمودي‌ را نفي‌ كرده‌ و بر اهميت‌ نشاط‌ و هدفمندي‌ در زندگي‌ تاكيد دارد.

فتاح‌ پاشايي‌

فتاح‌ از نظر لغوي‌ به‌ معني‌ جنبش‌ و پايكوبي‌ است‌.

ملودي‌ اين‌ رقص‌ در سر تاسر كردستان‌ به‌ شكلي‌ يكنواخت‌ و با ريتمي‌ تند اجرا مي‌شود و لذا اين‌ رقص‌ بسيار پر جنب‌ و جوش‌ مي‌باشد بيشتر مردم‌ كردستان‌ از اين‌ رقص‌ استقبال‌ مي‌كنند. اين‌ رقص‌ نشانگر انساني‌ است‌ كه‌ به‌ شكرانه‌ كسب‌ موفقيت‌ها و استفاده‌ از نعمتهاي‌ خداوندي‌ خوشحالي‌ خود را به‌ نمايش‌ گذاشته‌ است‌.

لب‌ لان

اين‌ رقص‌ با ريتمي‌ نرم‌ و آهسته‌ پس‌ از فتاح‌ پاشا اجرا مي‌شود و مي‌توان‌ در آن‌ لزوم‌ تنوع‌ در زندگي‌ را مشاهده‌ كرد. پس‌ از اجراي‌ پر جنب‌ و جوش‌ رقصها گه‌ ريان‌، پشت‌ پا، هه‌ لگرتن‌ و فتاح‌ پاشا به‌ ضرورت‌، رقصندگان‌ لب‌ لان‌ مي‌رقصند تا كمي‌ استراحت‌ كرده‌ و تجديد قوا كنند رقص‌ لب‌ لان‌ در واقع‌ انسان‌ را از غلبه‌ احساسات‌ زودگذر نهي‌ كرده‌، وي‌ را پس‌ از طي‌ مرحله‌ ضروري‌ شور و مستي‌ به‌ قلمرو تفكر دور انديشي‌ و باز نگري‌ رهنمون‌ مي‌سازد در اين‌ رقص‌، شركت‌ كنندگان‌ آرامش‌ خاصي‌ را احساس‌ مي‌كنند.

چه‌پي

چه‌پي‌ همانطور كه‌ اسمش‌ پيداست‌ به‌ معناي‌ چپ‌ مي‌باشد ملودي‌ اين‌ آهنگ‌ با وزن‌ دو تايي‌ اجرا شده‌ و در بيشتر مناطق‌ كردنشين‌ از جمله‌ كرمانشاه‌، كردستان‌، سنجابي‌، بسيار از آن‌ استقبال‌ مي‌شود.

فلسفه‌ اين‌ رقص‌ قوت‌ بخشيدن‌ به‌ قسمت‌ چپ‌ بدن‌ مي‌باشد چرا كه‌ معمولاً قسمت‌ چپ‌ بدن‌ در انجام‌ امور روزمره‌ نقش‌ كمتري‌ داشته‌ و به‌ مرور زمان‌ تنبل‌ مي‌شود و براي‌ استفاده‌ متعادل‌ از تماميت‌ جسماني‌ همواره‌ بايد بكارگيري‌ اعضاء سمت‌ چپ‌ بدن‌ آنها را تقويت‌ كرد.

به‌ همين‌ منظور در رقص‌ چه‌ پي‌ قسمت‌ چپ‌ بدن‌ تحرك‌ بيشتري‌ يافته‌ و از خمودگي‌ خارج‌ ميگردد. در منطقه‌ كرمانشاه‌ بيشتر زنها از اين‌ رقص‌ استقبال‌ مي‌كنند.

زه‌‌نگي‌ يا زندي‌

در اين‌ رقص‌ رقصندگان‌ يك‌ قدم‌ به‌ جلو گذاشته‌ و سپس‌ يك‌ قدم‌ به‌ عقب‌ مي‌روند و اين‌ حالت‌ تا پايان‌ ادامه‌ مي‌يابد در اين‌ رقص‌ ضرورت‌ احتياط‌، دور انديشي‌ و تجزيه‌ و تحليل‌ عملكرد از جانب‌ انسان‌ به‌ تصوير كشيده‌ مي‌شود. در واقع‌ در اين‌ رقص‌ سنجيده‌ گام‌ برداشتن‌ تبليغ‌ مي‌گردد.

شه‌ لايي‌

اين‌ رقص‌ را كه‌ با ريتم‌ لنگ‌ اجرا مي‌شود مي‌توان‌ يك‌ تراژدي‌ شكست‌ دانست‌ در اين‌ رقص‌ قدمها لنگان‌ لنگان‌ برداشته‌ مي‌شوند تا شكست‌ در برابر چشمان‌ حضار ترسيم‌ گردد و در ترسيم‌ اين‌ مصيبت‌ كسي‌ زبان‌ به‌ سخن‌ نگشايد.

سه‌ جار

اين‌ نوع‌ رقص‌ با ريتم‌ آرام‌ و گاهاً تند است‌ كه‌ همان‌ طور كه‌ از اسمش‌ بر مي‌آيد به‌ معني‌ سه‌ بار (سێ‌ در رسم‌ الخط‌ كردي‌) است‌ كه‌ در آن‌ سه‌ حركت‌ پا و سه‌ حركت‌ به‌ جلو وجود دارد و به‌ گونه‌اي‌ ياد آور عدد مقدس‌ ۳ در فرهنگ‌ فلكلوريك‌ كردهاست‌.

خان‌ اميري‌

اين‌ رقص‌ نيز با ريتمي‌ تند همراه‌ است‌ و در آن‌ دستي‌ از هم‌ باز و در بالا قرار مي‌گيرد و حلقه‌اي‌ باز تر و فراختر مي‌سازد و بيشتر تناسبي‌ است‌ بين‌ حركت‌ دستها و پاها اين‌ رقص‌ كه‌ در آن‌ گونه‌اي‌ خود نمايي‌ و غرور خاني‌ نيز ديده‌ مي‌شود تداعي‌ كننده‌ پيروزي‌ و پرواز پرندگان‌ را در خاطر مي‌آورد.

 |+| نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 8:47 بعد از ظهر  توسط دانیال شکفته  | 
 |+| نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 8:36 بعد از ظهر  توسط دانیال شکفته  | 
 |+| نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 8:34 بعد از ظهر  توسط دانیال شکفته  | 
        

 |+| نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 8:30 بعد از ظهر  توسط دانیال شکفته  | 

 |+| نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 4:25 بعد از ظهر  توسط دانیال شکفته  | 

بوي گندم مال من
هر چي كه دارم مال تو
يه وجب خاك مال من
هر چي مي كارم مال تو
اهل طاعوني اين قبيله ي مشر قي ام
تويي اون مسافر شيشه اي شهر فرنگ
پوستم از جنس شبه پوست تو از مخمل سرخ
رختم از تاول تن پوش تو از پوست پلنگ
بوي گندم مال من
هرچي كه دارم مال تو
نبايد مرثيه گو باشم واسه خاك تنم
تو آخه مسافري ، خون رگ اينجا منم
تن من خاك منه ، ساقه گندم تن تو
تن ما تشنه ترين تشنه ي يك قطره ي آب

 |+| نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 4:13 بعد از ظهر  توسط دانیال شکفته  | 
 
گذشت زمان برای آنان که در انتظارند بسیار کند
برای آنان که می هراسند بسیار تند
برای کسانی که زانوی غم به بغل میگیرند بسیار طولانی
و برای کسانی که سرخوشند بسیار کوتاه است
اما
برای کسانی که عشق می ورزند ..آغاز و پایانی نیست و
زمان تا ابدیت ادامه دارد  .
 
ویلیام شکسپیر 
 
time is very slow for those who wait
 very fast for those who are scared
very long for those who lament
very short for those who celebrate
But
 for those who love .time is eternity
William Shakespear
 |+| نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 8:13 قبل از ظهر  توسط دانیال شکفته  | 
خشک آمد کشتگاه
در جوار کشت همسایه.
گر چه می گویند: « می گریند روی ساحل نزدیک
سوگواران در میان سوگواران.»
قاصد روزان ابری، داروگ! کی می رسد باران؟
 
بر بساطی که بساطی نیست
در درون کومه ی تاریک من که ذره ای با آن نشاطی نیست
و جدار دنده های نی به دیوار اطاقم دارد از خشکیش می ترکد
ـــ چون دل یاران که در هجران یاران ـــ
قاصد روزان ابری، داروگ! کی می رسد باران؟  

--------------------------------------------------------------------------------------------------

شب سردی است و من افسرده
                                   راه دوری است و پایی خسته
تیرگی هست و چراغی مرده
                                   می کنم تنها از جاده عبور
 دور ماندند ز من آدمها
                                   سایه ای از سر دیوار گذشت
غمی افزود مرا بر غم ها
                                   فکر تاریکی و این ویرانی
بی خبر آمد تا به دل من
                                   قصه ها ساز کند پنهانی
نیست رنگی که بگوید با من
                                   اندکی صبر سحر نزدیک است
هر دم این بانگ برآرم از دل
                                   وای این شب چه قدر تاریک است 
خنده ای کو که به دل انگیزم ؟
                                   قطره ای کو که به دریا ریزم ؟
صخره ای کو که بدان آویزم ؟
                                   مثل این است که شب نمنک است
دیگران را هم غم هست به دل
                                   غم من لیک غمی غمنک است

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 9:8 قبل از ظهر  توسط دانیال شکفته  | 

 روزها فکر من این است و همه شب سخنم

                                                  که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

  ازکجا آمده ام آمدنم بهر چه بود

                                                 به کجا میروم آخر ننمای وطنم

 مانده سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا

                                                از چه بودست مراد وی از این ساختنم

 آنچه از عالم بالاست من آن می گویم

                                                رخت بر بسته بر آنم که بدان جا فکنم

 |+| نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 9:42 قبل از ظهر  توسط دانیال شکفته  | 
                                   

شما را وصيت مي کنم به ترس از خدا در نهان و عيان
و اندک خوردن و اندک خفتن
 و اندک گفتن و
کناره گرفتن از جرم و جريت­ها و مواظبت بر روزه
و نماز برپا داشتن و فرونهادن هواهاي شيطاني
و خواهش­هاي نفساني و شکيبايي بردرشتي مردمان
و دوري گزيدن از همنشيني با احمقان و نابخردان و سنگدلان
و پرداختن به همنشيني با نيکان و بزرگواران همانا بهترين
مردم کسي است که براي مردم مفيد باشد
و بهترين گفتار
کوتاه
و گزيده است و ستايش از آن خداوند يگانه است

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 9:43 قبل از ظهر  توسط دانیال شکفته  | 
احمدي نژاد و باجناقش :

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 1:38 قبل از ظهر  توسط دانیال شکفته  | 
 

اين روزها 

                    با هركه دوست مي شوم احساس مي كنم

                                     آنقدر دور بوده ايم كه ديگر

                                           وقت خیانت است.

 

                                                                  

 |+| نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 8:32 قبل از ظهر  توسط دانیال شکفته  | 
 
  بالا